آیا میدانید نام دوی ماراتون از جنگ تاریخی ایران گرفته شده ؟
هرساله در همه جهان و به ويژه در بازيهای جهانی و در همه کشورهای اروپايی دويی به نام ” ماراتن “ انجام ميشود که کمتر کسی از ريشه آن آگاه است. سياست بازان باخترزمين، آنرا شکست سپاه داريوش بزرگ از يونان ميدانند. بدينگونه به مردم نا آشنای خود به تاريخ، پذيرانده اند که در اين روز پس از شکست ارتش ايران مردی از دشت ماراتن تا آتن يکسره دويد تا آتنيان را از پيروزی ارتش يونان و نابودی ارتش ايران آگاه سازد.
 
داستان چنين است که:
در آتن مرد نيرومند، يک دنده و خودخواهی به نام ” پيزيسترات “ فرمانروايی ميکرد که پس از او پسرش به نام” هيپارک “ به فرمانروايی ميرسد و همان روش خودخواهانه پدر را دنبال ميکند ولی به دست دو تن از دشمنان خود کشته ميشود. برادر او به نام ” هيپاس “ جانشين برادر ميشود و بر اريکه فرمانروايی يونان مينشيند. دشمنان او از اسپارت ياری ميخواهند تا بر او بشورند. اسپارتيها به ياری می آيند و با دزديدن زنان و فرزندان خانواده هيپاس او را واميدارند تا آتن را رها کند. هيپاس ناگزير از آتن ميرود و به درگاه داريوش بزرگ پناهنده ميشود و از او ياری ميخواهد تا تاج و تخت آتن را به او باز گرداند.
در ادامه می توانید بقیه ماجرا را بخوانید


داريوش بزرگ شاهنشاه ايران زمين، سپاه اندکی که بيش از سی هزار تن نبود، به فرماندهی سرداری کرد از مادها به نام ” ماديس “ همراه هيپاس رهسپار يونان ميکند. ارتش يونان به فرماندهی ميليتاد در دشت ماراتن با سپاه ايران روبه رو ميشود و جنگی سخت در می گيرد.

هرودوت، دشمن سوگند خورده ايران و ايرانی که برای دروغها و نادرستيهايش در دشمنی با ايران، باختريان او را ” پدر تاريخ “ نام داده اند، مينويسد که: ” بربرها در نخستين برخورد به ميانه ارتش يونان تاختند و آنرا از هم شکافتند و در هم ريختند و ارتش يونان را به دو تيکه نمودند و با دلاوريهای ستايش آميز ماديس سردار کرد، ارتش يونان دچار شکستی سخت ميشود و از هم ميپاشد. در اين پيکار ” ستينيلايوس “ فرزند ” تراسيلاتوس “ و همچنين يکی ديگر از سرداران يونان به نام ” پولمارت “ کشته ميشوند و دست ” سيترير “ فرزند ”اوفوريون “ از بازو جدا ميگردد. در اين نبرد بسياری از سرداران يونان به خاک می افتند و سپاه ايران پيروزمندانه به سوی آتن روانه می شود. در اين ميان سربازی از دشت ماراتن با دو به سوی آتن ميرود تا آتنيان را از شکست ارتش يونان آگاه سازد تا هر چه زودتر دروازههای آتن را ببندند و همه جا را سنگر بندی نمايند تا سپاه ايران نتواند بر آتن چيره شود. هنگاميکه سپاه ايران به دروازههای آتن ميرسد شوربختانه داريوش بزرگ در ميگذرد. پس از داريوش ، خشايار شاه آتن را ميگيرد و يونان را بخشی از ايران ميکند.

امروزه باختريان ، جنگ ماراتن را شکست ايران و پيروزی يونان به شمار آورده و سربازی را که خبر شکست يونان را به آتن آورده بود ، نويد بخش پيروزی يونان به شمار می آورند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آبان 1389ساعت 20:0  توسط عارف دراهکی  |